این رو جدی می گم پیدا کردن جک + خیلی سخته چند تا از این جک های + جدید یاد گرفتم که با اجازه می نویسم
یه روز قرار بوده آرنولد بره آبادان
یه آبادانیه می ره پیش آرنولد می گه جون من وقتی آمدی بیا لای جمعیت به من سلام کن
خلاصه این قد منت می کشه تا آرنولد قبول می کنه
آرنولد میاد ایران و میاد لای مردم و به اون آبادانیه سلام می کنه آبادانیه جلوی دوستاش تریپ می گیره و میگه اَه باز این سریش پیداش شد

یه روز یه مسیحیرو میارن پیش یه مسلمونه ( ترک ) دفن می کنن
فردای اون روز مسیحیه می بینه یکی دره صداش می کن میگه چیه ترکه ( کسی که تو قبر کناری بوده )
می گه آقا شما لباس تنته بپر برو دوتا نون بربری بگیر بیا
امروز معلمامون فقط یه سوتی دادن من همین طور منتظر بودم سوتی بدن من بنویسم ولی متاسفانه انگار خیلی تمرین کردن که سوتی ندن
اون سوتیه هم این بود
چلو پنیر

/ 7 نظر / 6 بازدید
ترانه مجهول !!!

سلام ... جوکات که خيلی قشنگ بود ...هميشه مصبت باشی بابا... راستی چه حالی داره آدم اول بنويسه ... نه ؟ بعدشم سوتی که ديدن به ده تا می ارزه بابا .... بهشون بگو بابا اين عادتتونو نترکيد ..اينقدر آدم مشتری سوتی های ناب شما شدن که ... راستی يه عکس از اون خر و مورچه می گيرم اين ۵ شنبه قراره بيايم ويژ ايران می آرم برات ...:)) خوب دیگه تا یکی جای اول بودنمو نگرفته بزنم بیاد موفق باشی!!! ارادتمند: خواهر کوچیکه!

مريم

سلام! بابا اين هدی چقدر بيسواته مثبت اينجوريه ددد آخ آخ من امتحانام تموم شد ديگه زودتر ميام اگه جوکات يه ذره منفی بود قبلش بگو هر کی مودبه مثه من حساب کار دستش بياد ... ياحق

رابینهود

من کلا با وبلاگت و نوشته هات خیلی حال می کنم.. جک اولی هم خیلی توپ بود.. یا حق

farhang

می بينم که با کمبود جک مواجه شدی... حالا يه فکری برات می کنم... خوش باشی...

farhang

اين سوتی ۱۶ متن قبليت خيلی باحاله ! خيليييييی ! ( البته من قيافشم در نظرميگيرم وقتی می خونم )

هاله

سلام رفيق! کجايی بيمعرفت؟ بيا تو بلاگم داستان اولين سوتی منو بخون....دلت خنک شه!!!!!!

هدی

بابا اين چلو پنير که هشت تا سوتی ميرزيد !!!