اولش با یه جوک شروع می کنم :
یه روز یه ترکه داشت سر یه ساختمون کار می کرد آجور ها رو می ریخت تو گونی می برد بالا سر عمله اش امد بهش گفت من مگه به تو فرغون ندادم پس چرا آجور ها رو می ریزی تو گونی میبری بالا ترکه گفت
اخه کمرم درد می گیره ( هــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ هـــــــــــــــــــــــــــــــ خیلی با نمک بود نه

ali.JPG

/ 2 نظر / 5 بازدید
هدی

چه ترکه دلسوزی...!!! راستی نداشتیمااااااا...پشت سره فیگو حرف در نیار که ناراحت میشما...اگه راست میگی نمره درس عربیتو بهم بگو بعدا ضرب المثل ردیف کن!!!

لولک

سلام.... عيدن مبارک...... برای سلامتی ۳ تن!!!! :)) .. خيلی جالب بود.....در ضمن منتظر بقيه درسات هستم.... موفق باشی