قسمت اول اين جريان كه درباره ي وحيد هست مزاحي دوستانه بوده .. <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين جريان اول جريان يكي از دوستامه من به وحيد گفتم وحيد گفت عجب بچه ي با حالي بوده منم به اسم وحيد اين رو نوشتم اينجا ..همين جوري    

.........................................

خدا همه رو شفا بده بالاخص مريض هاي مزبور ....وحيد و پوريا

يه روز پوريا زنگ زد به من گفت اقا پاشيد با محمد بياين game net   پيام بازي كنيم . حال كنيم ..من و محمد هم پاشديم رفتيم ...اولش وقتي وارد شديم برخورد كرديم به يه يارو كه نشسته بود پشت يكي از سيستم ها و  با ريش هاي هپل، چوغ بازى ( همون گرم بازى ) بود و يه سيگار هم كنج لبش و اينها بعدش كه دقت كردم ديدم به به وحيد خودمونه رفته تو جو ....

بعدش بعد سلام عليك و اينها پوريا گفت وحيد 5 نخ وينيستون لايت داشته بعدش كبريت نداشته رفته يه بسته ي كبريت ( يعني 10 تا قوطي كبريت ) گرفته كه اين 5 نخ رو بچوغه ..( خدا شفا مي ده مي دونم )

بعدش هم رفتم بعد بازي پيش پوريا. پوريا داشت وبلاگ مي نوشت (  بعد عمري ) نشستم كنارش اين مريض مزبور گفت من اين سيستم كامنت گذاريم رو از وبلاگ پاك كردم ندارم مي خوام باز بذار بهش گفتم برو از قالب من بر دار گفتش نه اون به درد نمي خوره بعدش با صرف اي كيوي مديد و بسيار زيادي رفته يه قالب جديد از پرشين گذاشته روي وبلاگش بعدش رفته تو توي قالب برنامه ي كامنت رو copy كرده باز قالبش رو عوض كرده اين رو paste   كرده توش بعدش هم نيشش رو باز كرده و به خودش مي باله ..

...

الهي امين

زت زياد  

................

راستي شباهت هاي اسمي كه در اين ماجرا بود كاملا حقيقي هست و اتفاقي نيست شك نكنيد

 

/ 74 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
faryad

سلام...بابا خدا بيامرزتش اون ديگه خوب نميشه...عجب جريانی بود... موفق باشی...خيلی جالب مينويسی...رخصت با مرام

marmar

بازم که آپديت نشده!!!!!!!!!! :((

فسقلی

وووووی اون آقاهه که عسکش اون بالا بود ميخواشت منو بوخوره :(( :((

mina

...سلام با همکاری آقای زرکوب يک گروپ ساختيم که من چند وقت پيش برای شما هم دعوتنامه شو فرستادم...اگه دستتون نرسيده به من يا آقای زرکوب ميل بزنين تا دوباره بفرستيم...اگر هم که مايل به عضو شدن نيستين که هيچ...بچه های مشهد اونجا درو هم جمعند!!...می خوایم این هفته یه قرار بذاریم...موفق باشين..يا حق

sib

سلام..خوبی...جريان شيشينه!!!؟؟؟

در اوج تنهایی

جديد ؟ حوصلمون سر رفت بابا آپديت نمی کنين ؟ راستی چرا پنج شنبه نيومدين ؟

aluche

يادته پارسال ارديبهشت می خواستی ديگه ننويسی (به خاطر کنکورت) اما به توصيه سکرتر دوباره شروع کردی به نوشتن؟...ای روزگار چقدر زود ميگذری!!!درس بخون.(اين کامنتم تيریپ مادر بزرگی بود!)

mohadese

سلام ...اين کامنت ايندفعه ام اگر ارسال نشه ميشه سومين کامنتی که برات ميذارم... امروز با خودم فکر ميکردم که خيلی وقته از اينجا پرت افتادم و حالا که اومدم ميبينم خودتم دست کمی از من نداريا ،بابا چرا به روز نميشی ،من که باور نميکنم اهل درس خوندن و اين حرفای نا جور باشی ،احتمالا جوکات ته کشيده ،مگه نه؟؟؟؟؟؟؟

سكوت

عليرضا آدرس وبلاگ ساغر چی بود؟ ( beauty queen ) رو ميگم...