كنكور هنر هم داشتنم حال مي داده ها

يا دارم نقاشي مي كشم يا دارم كتاب مي خونم يا دارم سينما مي رم يا دارم تو موزه ها و اتليه ها مي چرخم

ديروز داشتم يه كتاب مي خوندم اسمش كوتاه ترين داستان هايي كوتاه جهان با 55 كلمه هست خيلي با حال بود يكي از داستان هاش رو مي نويسم

 

(اگه مردي از پشت درخت بيا بيرون تا مخت رو داغون كنم لويي )

(تو جگر نداري ماشه رو بكشي .)

( جگر دارم اين هوا . از مغز تو گنده تر )

( توني ! تو مغزت اندازه ي فندق است )

بنگ !

(....يكي ديگه ...)

بنگ !

( لويي ! توني! شام !)

( اومديم  مامان !!!!)

زت زياد

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٤:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۳ آبان ،۱۳۸٢