بادمجون در زیر چشم

هی من بدبخت می خواستم بعد عمری یه بار بیام و این پرشین بلاگیارو از نزدیک ببینم ولی ای داد بی داد دیروز به علت دعوایی که کردم یه بادمجون در زیر چشم چپ ام کاشته شده و به این علت نمی تونم برم پرشین بلاگی هارو ببینم ( خاک تو سرم )!!!!!!!!

من از همه ی اون ترکایی که این رو می خونم معذرت می خوام
جهان آخرت می شه و همه یه جا جمع می شن یه یارو که کار خوب زیاد کرده بوده بهش می گن برو بهشت یارو میگه بذارین من یه سئوال از خدا بکنم بعد می رم می گن خوب باشه و می برنش پیش خدا از خدا می پرسه خدا چرا این ترکا رو خلق کردی ؟
خدا می گه ترک چی می گی ترک من ترک خلق کردم ترک چیه
یارو میگه بابا اینایی که تو که تو آذربایجان هستن تو ترکیه هستن
خدا میگه آهان یه دقیقه وایسا........... جبرئیل باز تو گل بازی کردی

من این چشمم هم آماده است برای دوستانی که از این جک ناراحت شدن
فردا می خوام چند تا سوتیه گلچین معلما رو بنویسم
زت زیاد
  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٧:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۸ بهمن ،۱۳۸۱