چند روز پيش رفتم مدرسه ناظممون اومد توي كلاس گفت مي خوام نمره ي انضباط تون رو بدم.. بعدش همين جوري اسم بچه ها رو مي خوند و بعدش هم نگاه مي كرد . جرائم رو مي خوند و بعدش هم نمي ره مي داد ..خلاصه رسيد به من تا اسمم رو گفت تا ديدمم گفت ماشالا مواردت پر پر بچه تو سه ماه اومدي هنرستان اينجا رو تركوندي تازه خوبه هفته اي 4 روز هم بيشتر مدرسه نمي ياي و گرنه نمي دونم چكار مي كردم از دستت  .........بعدش هم گفت نمره ت 14 و گفت خودت هم مي دوني تازه خيلي از مواردت رو من ننوشتم ....بي چاره اون مادرت كه بايد تو رو هر روز تحمل كنه ..

 

 

يه جكم مي نويسم بي نمك هم هست ديگه همينه ديگه .حرفيه ؟؟؟؟

 

يه روز يه تركه توي وانت داغونش نشسته بوده  و داشته توي اتوبان مي رفته يهو مي زنه پشت به ماكسيما و كل صندوق رو جمع مي كنه ..راننده ي ماكسيما مي ياد بيرون و تركه مي ياد بهش مي گه اقا بي چاره م بدبختم 9 تا بچه دارم جون من بي خيل شو ...يارو هم دلش مي سوزه مي گه خوب باشه برو ....باز نيم ساعت ديگه مي بينه يكي محكم زد پشتش مي ياد پايين تركه مي گه هيچي نيست منم برو .....

 

زت زياد

 

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٩ آذر ،۱۳۸٢

 

هي مي خواي از سوتي ها ننويسي اخه نمي شه ....خيلي با حال مي ندازن

 

1_تيره ي كم رنگ

2_ معلمون اومد سر كلاس يه مستطيل كشيد نصفش رو هاشور زد ..گفت ..بچه ها اين قسمت هاشور خوردس اين قسمت هم سفيد خوردس

3_ با 60 ميليون حريفم

 

خيلي از پسر خاله ي عزيزم تشكر مي كنم براي اين ميل سر پايي كه برام درست كرده ..ميل بزنيد روحم شاد شه

 

زت زياد

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ۳:٢٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۸ آذر ،۱۳۸٢