کلاه قرمزی و سروناز

امروز با سکرتر رفتیم فیلم کلاه قرمزی و سروناز خیلی باحال بود وقتی برق ها رو روشن کردن دیدم همه اونجا فنجن منظور از فنج بچه های کوچیک است و ما دو تا خرس گنده هم اومده بودیم اون فیلم رو ببینیم ولی به ضایگیش می ارزید خیلی با حال بود حال کردم حتما اگه وقت کردید برید
راستی یه چیزی هست که من باید دو روز پیش می نوشتم ولی یادم رفت حالا اگر کسی به وبلاگ محمد( نصرا... سکرتر ) نرفته حتما بره یه متن جدید نوشته من خودم شاهدم چند روز مدام داشت هی می نوشت و هی خط می زد تا این رو نوشت(1) خیلی با حال شده اگر نرفتید برید و بخونید

یه روز یه ترکه یه جراغ جادو پیدا می کنه دست بهش می کشه غوله پیداش میشه
غوله می گه هر آرزویی داری بگو من براورده کنم
ترکه میگه : برو فلسطین رو آزاد کن
غوله میگه : بابا ول کن می دونی چه قدر کشور دارن همایتش می کنن چقدر سلاح داره چقدر امکانات داره نمی شه یه آرزو دیگه بکن
ترکه میگه خوب من رو آدم کن : یهو ترکه می بینه غوله داره می ره میگه هی کجا داری می ری
می گه دارم می رم فلسطین رو آزاد کنم اون راحت تره

زت زیاد



-------------------------------------
1) عین من که نیست تو 5 دقیقه اونم بدون فکر می نویسم و می اندازم تو وبلاگم(خاک تو سرم!!!!!!!! )
  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸۱

 

یه جک سکرتر گفت دیدم با حاله می نویسم
یه روز یه خدمتکاره وقتی که اربابش که گوشش سنگین بوده از سفر برمی گرده بهش میگه :
چیه پیرمرده احمق باز رفتی شهر پی الواتی و مشروب خوری هان احمق بی شعوره................
اربابه میگه نه رفته بودم سمعک بخرم

زت زیاد

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٤:٥٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ دی ،۱۳۸۱

-------

سلام
دو روز از شروع ترم دوم گذشته بود که با شادی و شعف رفتم مدرسه یهو دیدم ناظم قشنگمون یهو درو باز کرد و آمد توی کلاس با کارنامه داشتم شاخ در میوردم یعنی میشه این قدر زود کارنامه ها آماده شه
خلاصه سرتونو درد نیارم کارنامه رو گرفتم نگاه کردم به معدلم شده بود ........
خوب دیگه با این جور درس خوندن من بیشتر از این نمی شد انتظار داشت شکر خدا همه رو پاس کردیم رفت
معلم ها هم از اولین روز مدرسه شروع کردن به سوتی دادن که یه دو سه تا سلطانشو می نویسم
1) این نکته مهمه زیر من خط بکش
2) معلممون داشت در باره ی پشت کار صحبت می کرد گفت :
مثلا شما که پشتکار داری می تونی یه کوه 100 هزار متری رو بری بالا ولی کسی که پشتکار نداره یه کوه کوچیک ترو بعدش من بدبخت خندیدم می گه تو ایگار این هنوز آدم نشدی
3) اون یکی میگه : فکر نکن کی هستی

****************حالا یه جک*********************************************
یه روز یه یارو می ره داروخونه میگه ببخشید آقا نفت دارید دکتره میگی نه آقا یارو میگه شاشیدم به این داروخونه ای که نفت نداره
یه بار دیگم یارو می ره داروخونه میگه ببخشید آقا نفت دارید دکتره میگی نه آقا یارو میگه شاشیدم به این داروخونه ای که نفت نداره
باز یارو میگه ببخشید آقا نفت دارید دکتره میگه بله آقا میگه شاشیدم به این داروخونه ی که نفت داره
دفعه ی بعد میاد میگه ببخشید آقا تا میاد حرفشو بزن دکتره میگه آقا تو بیا بشاش برو
------- اگه یه نمه بی ادب بود ببخشید خواهش مند است به پدر و مادر این جانب توهین نکنید اگه می خواهید فحش بدید به این جانب تنها بدید قبلا از همگاریتون ممنون --------
یه کی دیگه هم می نویسم هر کی از جک قبلی ناراحت شده این رو بخونه
یه روز یه ترکه میره بقالی میگه ببخشید بیسکویت دارید میگه بله
بقاله میگه چه باشه میگه فرقی نداره
بقاله میگه مادر خوبه : ترکه میگه ممنون شکر خدا سلام می روسونن
اگه با هیچ کدوم حال نکردین کامنت ترو بذارین

زت زیاد

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٢:٠۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸۱

بی نام

اُمدم هیچی برای این آقای بی نام نگم دیدم نمی شه
من این رو به جرأت می گم وقتی وارد یه وبلاگی می شم و با حرفش مخالفم براش دلیل مخالفتمو براش می نویسم ( با اسم ) بابا اینجوری خیلی بهتر تا این که به جای اسمش آدم بنویسه بی نام و فحش به من و خانوادم بکشه
الا وکیل ناراحت هم نمی شم از اینکه انتقاد بهم بشه از این ترسو بازی ها حالم بهم می خوره حالا آقا جان من حتما اسمتونو برام بذارید خوشحال می شم حتی اگه فحش هم با شه خیالی نیست

هر کـسی هستی یه دفه قد بکش از پشـت نـقاب
از رو نوشته حرف نزن، رها شو از حيله خواب

نقـــش يه دريــــچه رو، رو مـيله قـــفس بــکش
از رو نوشته حرف نزن جای خودت نفس بکش

امدم آخرش یه جک بنویسم که بگم عصبی نیستم هرچی فکر کردی چیزی با حالی یادم نیومد

زت زیاد


  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ،۱۳۸۱

وقت آزاد

بالاخره یه وقت آزاد پیدا کردم بنویسم
یه جک می نویسم شاید شنیده باشید ولی چه کنم !!
یه روز یه ترکه ساعت 3 نصفه شب زنگ می زنه به به یکی از این کانال های تلویزیون ( ایران)
میگه ببخشید آقا آقای خاتمی خوابند
یارو میگه آقا معلومه که خوابند شما امرتونو بفرمایید
باز دوباره میگه ببخشید آقا آقای خامنه ای خوابن ...... یارو میگه معلومه آقا تو بگو چه کار داری
یارو با ز میگه ببخشید آقا آقای هاشمی خوابن ....... یارو میگه معلومه آقا تو بگو چه کار داری
ترکه میگه : خوب بابا یه فیلم سوپر بذار حال کنیم دیگه
بهر حال من باس می نوشتم حالا اگه این رو شنیده بودید دیگه تخصیر خودتونه
دیگه یه امتحانه فیزیک مونده یکی هم ادبیات و دیگه بعدش عشق و حال

چمن همه ( لات جوانمرد)
  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ۳:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸۱

سهراب سپهری

خالم برام یه میل زد بود با این که فردا امتحان ریاضی دارم اما دلم نیومد که این شعر رو ننویسم

صدای سنگ پا


اهل حمامم
پوستم مهتابی است
پدرم دلاک است
سر طاسی دارد
لنگ می اندازد
پدرم شامپویی مصرف کرد
کله اش هی کف کرد
و سپس مویش ریخت
و چه اندازه سرش براق است

حرفه ام دلاکی است
هدف من پاکی است
می نشیند لب سکو آرام
یک نفر با احساس
و تصور کرده خوش پر پاست!
کودکی را دیدم
می دوید دنبال صابون لگن

ای نهان در پس در
خشک آوردم خشک!
مشتری های عزیز
لگن خاصره هاتان سالم
رخت ها را نکنید
آبمان بند آمد!

زت زیاد

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٢:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳ دی ،۱۳۸۱

دلايل افتادن در انواع دروس

آقا این تخصیر مای بدبخت نیست که همه ی درسهامونو میفتیم
برای این که سال فقط 365 روزه.

این برنامرو نگاه کنید خودتون ملتفت می شدید

1) جمعه ها: 52 جمعه در سال حتماُ می دونید جمعه ها برای استراحته( 315 روز مانده)
2) تعطیلات تابستانی : 50 روز. هوا گرمه و درس خوندن سخت مگه نه ( 263 روز مانده)
3) 8 ساعت در شبانه روز برای خواب میشه 122 روز (141 روز مانده)
4) یک ساعت تو روز برای بازی( برای سلامتی خوبه) میشه 15 روز (126 روز مانده)
5) دو ساعت در روز برای غذا خوردن و کارهای ديگه میشه 30 روز ( 96 روز مانده)
6) 1 ساعت برای حرف زدن (برای فعالیت های اجتماعی ) میشه 15 روز ( 81 روز مانده)
7) تقریبا 35 روز روز های امتحانه ( 46 روز مانده)
8) تعطیلات رسمی میشه 40 روز ( 6 روز دیگه مانده )
9) برای مریضی حداقل 3 روز ( 3 روز مانده)
10) فیلم و سرگرمی حداقل 2 روز( 1 روز مانده)
11) آن یه روز باقیمانده روز تولد شماست ( کدوم آدم عاقلی روز تولدش درس می خونه)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ما که وبلاگ نویسی هم داریم قوز بالا قوز میشه
فردا امتحان زیست پایان ترم اول دارم
قربو ن همه
بهله(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این سکرتر از این جور بله گفتن من شاکی میشه برای همین می نویسم بهله


  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ۳:۳۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ دی ،۱۳۸۱

 

برای اين که فرداامتحان شيمی دارم فقط همين جک رو می نويسم و بعدا دربارهی ناظمون
يه روز يه ترکه ميره کتاب فروشی ميگه : ببخشيد آ چيتاب ترچ دانا داريد
يارو ميگه ما کتاب تخييلی نداريم
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اگه شمام فردا امتحان شیمی ترم اول داشتید از این بانمک تر نمی شدید

قربون همتون

  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٦:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ دی ،۱۳۸۱

غلط نامه

بابا من غلط کردم ديگه درباره نا ظممون نمی نويسم باز هم می رم دنبال اون جک های سابق

يه روز يه ترکه می ره آفريقا بهش ميگن تو افريقا شکار ميرفتی
می گه آره اونجا يه حيونايی بودند سياه بودند وقتی می خواستی بهشون تير بزنی می گفتند دونت شوت دونت شوت
يه روز هم يه ترکه می خواست بره خارج ميره به يکی از دوستاش ميگه من که اينگليسی بلد نيستم برم اون جا چی کار کنم از گشنگی میمیرم
دوستش ميگه: برو رستوران بگو همبرگر
ترکه چند ماه رو اين جوری سپری ميکنه بعد زنگ می زنه دوستش ميگه بابا حالم از همبرگر ديگه بهم می خوره چه کار کنم
دوستش ميگه بگو هات داگ
میره رستوران می گه هات داگ
گارسون میگه وید سوس ور ویدوت سوس
ترکه میگه هات داگ
گارسون درباره میگه وید سوس ور ویدوت سوس
اين ماجرا ادامه پيداميکنه ترکه دیگه قاطی می کنه
می گه همون همبرگر رو بده   
نویسنده : عليرضا ; ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٥ دی ،۱۳۸۱

مرد و قولش

مرد و قولش گفته بودم درباره ی ناظمون می خوام بنویسم پس چی شروع می کنم .
مشخصات:
1) پیر
2) یه نمه چاق
3) کچل ( به صورت خفن ) 1
4) عصبی
5) خشن
6) دارای صدای ماوراالصوت (این وسیله آن برای مبارزه با ما بچه های )
7) از نظر قیافه داغون 2
8) دارای حافظه ای بسیار قوی

این یه شمه ی بسیار کمی از این پیرمرد عصبی بود از این به بعد می خوام درباره ی کارهاش تو مدرسه بنویسم

از کجا شروع کنم آهان از برخورد اولم با این پیرمرد عصبی
اولین باری که من را دید من را کاملا با اسم و فامیل کامل می شناخت وقتی اسممو گفت دوتا نه ده تا شاخ در آوردم ( بعد از تحقیق فراوان فهمیدم که این آقا وقتی پدر ومادر ها می رن ثبت نام عکس های بچه ها را می گرفته و با اسم زیر میزش می ذاشته و همه بچه ها را قبل از مهر با عکس و اسمی که داشته اسم هممونو حفظ کرده با غیافه مون؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اجـــــــــــــــــــــــــــــب
یکی دیگم می نویسم :
یه بچه های یه کلاسی از پنجره داشتن بیرونو نگاه می کردن یهو این آقا سر می رسه همه ی بچه های اون کلاس رو اون روز از کلاس ریخت بیرون می گفت :
برید برید لات گری دختره بازی برید واتر پلو (3)؟؟؟؟؟؟؟؟؟ و همه ی بچه ها را از مدرسه ریخت بیرون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) خفن به خاطر این که دور کلش هم با 4 می زنه
2) از نظر قیافه داغون برای این که یه تصدوف کرده تو تصادف سرش حدود 20-30 تا بخیه خورده یه 7-8 تا بخیه هم روی دماغشه
3) نمی دونم چرا گفت واتر پلو مگه واتر پلو اشکال داره
4) اگر مورد موافقت ف=قرار گرفت ادامه می دم

***** یه خواهشی دارم از همه ی دوستام که این رو می خونن اگر به نظرشون جالب نمیاد بگن واقعا خوشحال می شم این رو جدی میگم **********


زت زیاد
چمن همه لات جوانمرد


  
نویسنده : عليرضا ; ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ دی ،۱۳۸۱